نمايشنامه سانسور در اينترنت
چند تن از اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي، وزارت اطلاعات ، حسين شريعتمداري ، ملاحسني ، مشكيني ، عسگراولادي ، در حضور خامنه اي نشسته اند. منقلي در وسط مجلس قرار دارد. چند عدد وافور ناصرالدين شاهي در كنار منقل است . سماور مي جوشد و آبدارچي كه مرتب چاي و تنقلات مي آورد. خامنه اي با طمانينه دستي به به صورت مبارك مي كشد و دماغش را مي خاراند.مشكيني دارد با تعجب به ملاحسني كه نزديك است از لولة وافور تو برود مي نگرد.
خامنه اي : بلة جناب آقاي ملا حسني مي فرموديد.
ملا حسني : والله كسي به حرف ما گوش نمي كند. ما از اولش گفتيم كه اين انتر نمي دونم چي چي در اساس با اسلام و مسلمين دشمن است. گفتيم بفرستيد چند نفر را تا او را ترور كنند.نكرديد حالا داريد چوبش را مي خوريد.
حسين شريعتمداري : ( با قيافه روشنفكري) حاج آقا اينترنت شخص نيست ، وگرنه خودم حسابش را مي رسيدم. توابش مي كردم . اينترنت مثل تلفنه همه با هم ميتونن حرف بزنن اما توي كامپيوتر.
ملا حسني : آها . من اما از اين لغت ها سرم نميشه ولي به هر حا ل ميدونم كه اين نت مت كفر محضه. چيزي كه توي قرآن نيامده باشه كفر خالصه و بايد از بين بره.
عسگراولادي : حاج آقا مشكل ما اينه كه همة آقازاده هايمان وارد كنندة كامپيوترند، در ثاني اگه كامپيوتر را حرام اعلام كنيم ، ميشه حكايت چيزاي ديگه اونوقت همه ميرن طرفش.
مشكيني: ( با عصبانيت وافورش را به لبة منقل مي كوبد) اسلام دارد از دست مي رود ، شما داريد از سرمايه هاتون حرف مي زنيد . هر بچه ننه اي بلند شده است عليه رهبر شايعه سازي ميكنه.
يونسي : ( با گريه و خطاب به رهبر) قربان آن صبر وتحملتان بروم . ترتيبشان را مي دهم. وقتي اين سايت گويا را باز مي كنم جگرم آتيش ميگيره. اينهمه دروغ كه در مورد حضرت مي گويند. آن ملعون بيلي گيت . همة آتش ها از ويندوز اون بيرون مياد.
عسگر اولادي : ( دستمالي به يونسي مي دهد) حاج آقا خودتون را ناراحت نكنيد، اين كارا راه حل خودشو داره. ماشاللة حسين جان تجربه اش در خاموش كردن اين آتيش ها زياده .
يك آخوند ناشناس: ( با قيافة فيلسوفانه ) همه اين آتيش ها زير سر ياهو و اين بلوگره . آن ملعون درخشان باعث شده كه اين جوانان عزيز ما هنوز پشت لبشان سبز نشده يك وبلاگ درست مي كنند. البته ما هم ياد گرفتيم و براي هر وبلاگشون صد تا وبلاگ مي سازيم.
مشكيني : بسازيد برادر خدا عوضش را به شما مي دهد.
يونسي: اي آقا آدم مستعد نداريم. اينها يه احسان دارند كه گويا پدرش نجار بوده ميگن يك قالب هايي ميسازه كه بيا و ببين.
شريعتمداري : ( پك عميقي به وافورش مي زند) خدا پدر حاج آقا لاجوردي رو بيامرزه. ( فاتحه ) كار ما اينقدر زار شده كه اين دختره آذر داره با آيينه اش حرف مي زنه ، اما جوانان ما رو به رقص در مياره. يا آن يكي ميگه با شما نيستم، اما همه اش ما رو مي كوبه. يا اين يكي رويدادي انگار ارث پدرش رو از ما مي خواد.
يك چهره ناشناس: ( با فكل و كراوات) حسين خان شما هم كه صد تا سايت درست كردي چطور حريف نشدي؟ ما حريف اينترنت نميشيم . من مي خوام برم با صاحبان گوگل و ياهو صحبت كنم. ما بايد اينترنت رو كاملا سانسور كنيم .
ملا حسني: گوگل موگل كيه . اگه دست اين گوگل موگلاست تا اين هفته در نماز جمعه تكفيرشان كنم.
چهره ناشناس : نه حاج آقا گوگل اسم يك كمپانيه.
خامنه اي : با با كلافه شدم هر كاري از دستتان بر مي آيد كوتاهي نكنيد.
0 نظرات:
ارسال يک نظر