اي واي منو هك نكن!
رفتم سايت مولانا المرتضي ابن النگاهي را بخوانم كه خبر هك شدنش را ديدم. مرتضي جان تو تنها نيستي. بارها از حضرت الهادي زاكاني(البته خرسندي قزويني نيست) شنيده بودم كه او را هك مي كنند. فكر مي كردم كه هادي جان دارد همان داستان شبان و گرگ را بازي مي كند، تا اينكه خودم را هك نمودند. البته هكشان چندان حكي بر ما نگذاشت . خدا يك در اين دنيا و هزارتا در آن دنيا به اين الشيخنا حسين ابن الدرخشان خير بدهد كه راه وبلاگيدن را بر ما تمود. حالا ديگه خرجش يه پاسورد جديد و يه قالب بي مقداره. حضرت بلوگر هم كه بخشش انتها ندارد. اين كلماتي كه آن بابا براي شما نوشته حاكي از يك فرهنگ خالص اسلامي است. در روبرو قربان صدقة هزارتا پيغمبر و امام ميرن از پشت سر اما خنجر مي زنند. اين هك كردن البته براي آنها كم خرج نيست . چند تا متخصص كامپيوتر با ريش و خدا ميداند چند صد دستگاه رايانه كه در حياط پشتي روزنامه كيهان حسين تواب ساز مشغول به اين كارند. اين كار آنها نتيجة تربيت آخوندي است. همان حرفها را ما در زندان هم از آنها شنيده ايم . البته نميدانم اين فحش هاي آب نكشيده را قبل از افطار صادر فرموده اند يا بعد از افطار. روزي آخوندي به مهماني ميرود. صاحبخانه كه تمام داراييش را خرج كرده تا به آخوند خوش بگذرد ، هنگام ظهر براي آخوند سفرة مفصلي مي چيند. خودش و عيالش مرتب در راه بين آشپزخانه و سالن غذاخوري در رفت و آمد هستند. ساعت ها مي گذرد و تمامي اطمعه و اشربه به پايان مي رسد. يعني آخوند آنها را نوش جان مي كندو سير نمي شود . مرد به دست و پا مي افتد و به سراغ همسايه ها مي رود و از آنها درخواست اغذيه مي كند . آخوند همه را مي خورد و سير نمي شود. پس از ساعتها تلاش ديگر هيچ چيز باقي نمي ماند. ميرود به باغچه كه تربچه هاي نرسيده را هم بچيند و بياورد . در بين راه صداي انفجاري مي آيد. سراسيمه به سوي پذيرايي مي دود . به زنش مي گويد : “ چي شد؟ “ . زن مي گويد: “ به گمانم كه سير شد“ . حالا حكايت ماست . آنقدر به آنها خوراك مي دهيم تا بتركند حالا يا از حسادت يا اينكه از سر سيري. آنقدر مطلب مي نويسيم تا هكر ها خسته شوند. البته اگر مي دانستم ذكر مشايخي چون شماها اينقدر خرج دارد نمي كردم بابا. ولي گويا اين ذكر ها حكم همان تربچه هاي نرسيده را داشته اند در قضية آخوندي كه تركيد. هكر هم مي خواهي هكر هاي چيني دست كم تربيت خانوادگي را دارند.
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
0 نظرات:
ارسال يک نظر